باز هم دو قرن سکوت

خرید بک لینک

با عاطی چت میکردم که گفت یه چیزی بگم؟ گفتم چی؟ گفت خونه اتون پر از انرژی مثبته پر از نور٬ بدترین حال دنیا رو هم داشته باشم میام خونه اتون آروم میشم از ذوق چشام پر از اشک شد

تا کمتر از یک ساعت دیگه باید سر کلاس حاضر بشم هوا حسابی سرد شده منم کرخت شده زیر پتو دلم میخواد بخوابم! بعد از کلاسِ آموزشگاه هم کلاس ویلون و شام هم خونه مامان بابای شاهینیم مهمونی پاگشای دختر عموش!...آخ که دلم میخواد به جای همه ی این کارا حسابی بخوابم بعد پاشم یه قهوه و ورزش و یه ماسک موی عالی و بعدم کتاب و کتاب و اینجوری روزمو تموم کنم...

یه کتاب جدید دست گرفتم "هویت" از میلان کوندرا و همزمان "دو قرن وبلاگ سکوت کلمه " رو هم با شاهین میخونیم و هر چقدر جلوتر میریم بیشتر و بیشتر جذب کتاب میشیم فوق العاده اس و دلم میخواد به هر کی میرسم بگم این کتاب رو بخونه تاریخ کشورمون و اینکه چی بودیم چی شدیم و چه چیزایی رو واقعا نمیدونیم و بهمون نگفتن یا جور دیگه گفتن! وای خدا چی جز افسوس و تاسف مونده برامون و البته این که انقدر خودمون رو دست کم میگیریم انقد این خود کم بینی رو دارن درونمون پرورش میدن و ملت و تمدنی با اون عظمتتتت به این حال و روز افتاده که طرف میگه من حاضرم با پای پیاده هم شده برم و برسم به یه کشوری غیر از ایران! خیلی چیزا دلم میخواد بنویسم شاید باورتون نشه خیلی جاها بغض کردیم و قلبمون از اندوه مچاله شد چه آدم های بزرگی کشته شدن برای و در راه وطن چه آدم های بزرگی داره تاریخ این کشور که من خودم تازه دارم میشناسمشون!! فقط میگم این کتاب رو همه باید بخونیم

مجبور برم فعلا... ذهنم درگیره این روزا دستم به نوشتن نمیره

زندگی یعنی من یعنی تو......

ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:19

صفحه بندی