پرزای روی زبونم به خاطر خوردن قهوه داغ از بین رفته زبونم میسوزه الان!!!!
دیدم همینجوری نیام بنویسم یه روز میاد که دیگه نمیام بنویسم! اینه که گفتم الان که دارم میرم بیرون این پست رو بذارم که بعدا مجبور شم بیام تکمیلش کنم:|
.
.
.
آهنگ میخونه از کنج لبت دلم عسل میخواهد یک بوسه و بعد از آن بغل میخواهد...به به
خوب من پستم رو تکمیل کنم نیگا میکردم به قسمت یادداشت های گوشیم بالغ بر ۶-۷ تا یادداشت داشتم که نشون میده ۶-۷ بار تصمیم گرفتم وبلاگ رو آپ کنم یادداشت کردم یادم نره اما نیومدم و به اصطلاح مزه اشون رفته دیگه
گفتم نیام بنویسم دیگه کارم تمومه البته که نوشتن من کمکی به جامعه بشری نمیکنه( که متاسفم بابت این موضوع!
) ولی به خودم کمک میکنه که! وقتی مینویسم حس میکنم زنده هستم
الان اصلا نمیدونم تو این چند وقت چیکار کردم انگار از غار اومدم بیرون
والا!
خواهر دور دست ها و همسر نازنینش چند روزی مهمونمون بودن جدا از دیدن خوشبختی خواهرم خوشحالم خیلی خیلیییی (خواهرم ۱۵ ماه از من کوچکتره ولی خوب زود ازدواج کرد-۱۸ساله بود- و الان تقریبا ۷ ساله سر زندگیشه) هر چند اختلاف سنیمون خیلی کمه اما تو هیچی با هم تفاهم نداشتیم و نداریم
چه اون موقع که بچه بودیم مدام کارمون دعوا کردن بود چه الان که دیگه دعوا نمیکنیم ولی خوب اختلاف نظراتمون پا برجاست این وسط عاطی میانه است و با همه خوبه و صلح و آرامش همیشه برقرار میکنه
با همه اینا وقتی میبینم کنار همسرش شکر خدا آرامش داره خیلی خوشحالم...مامان و بابامم که نگو... بابا میگفت دو تا دوماد خوب قسمتم شده یکی دیگه هم خدا نصیب کنه دیگه غمی ندارم
خلاصه چند روزی اینجا بودن... شوهر خواهرم هر چی خونه مشکل فنی داشت و قرار بود بابا یه روز صبح انجامشون بده
انجام دادن دستشون درد نکنه( فقط جای عشقم چقدررررر خالی بود
)
منم بعد از خوندن کتاب کشتن مرغ مینا و قلعه حیوانات تصمیم گرفتم یه مدتی فیلم نیگا کنم بعد برم سراع کتاب جدید
خبر جدید از خونه هم موجود نیست چون دیگه در این مرحله جناب کابینت ساز باید بیاد کارا رو انجام بده که اوشون هم گفتن از نیمه مرداد
هفته گذشته هم هوا وحشتناک گرم بود حالا مامانم تو این گرمای خرما پزون میگه بریم وسایلی که مونده رو بخریم گفتم واتتتت؟؟؟
منو بکشی پامو از خونه نمیذارم بیرون فعلا که عجله نداریم بذار هوا خنک تر بشه
امروز رفتم قهوه بخرم...قهوه رو ریخت توی این پاکتای کاغذی وای انقد ذوق کردم
چه خوبه کاش باز این پاکتا بیاد انقد پلاستیک غیرقابل بازیافت مصرف نکنیم
فعلا همینا چیز دیگه ای یادم نمیاد
ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال میکنید
برچسب: مسخ,
نویسنده:
بازدید: 65