زیرو انرژی!

خرید بک لینک

داغونما داغون! انرژیم زیر صفر! صبح که بیدار شدم سرحال نبودم اول فک کردم مثل هر روز یکم خوابم میاد برم سالن یکم بدواَم خوب میشم...صبحانه امو خوردم حاضر شدم دیدم نخیر گره اخمام اصلا از هم باز نمیشه رفتم سالن دعا دعا کردم کسی نباشه که بخوام واستم تمرین گرم کردن بدم که خوشبختانه نبود! اومدم ده دقیقه دویدم که نه تنها حالم بهتر نشد که بدتر هم شدم! تمریناتمو شروع کردم وزنه ی پنج کیلویی شده بود ۵۰۰ کیلو برام گفتم بپوشم برم خونه دلم نیومد:|||| یجا هم میله هالتر با ۵۰ کیلو وزنه رو کوبوندم زمین:| اصلا حالم دست خودم نبود همشم سر اینکه حیف این جلسه رو از دست بدم:| شانس آوردم خلاصه بلا ملایی سر خودم نیومد تو تلگرام هم با شاهین حرف میزدم میگفت پاشو برو خونه تا یه کاری دست خودت ندادی با هر بدبختی بود کارمو تموم کردم سرد کردم وعده بعد از تمرینمو با بی میلی هر چه تمام تر خوردم و لباس پوشیدم زدم بیرون انگار تو پاهام سرب ریخته بودن هر چی میرفتم نمی رسیدم به ایستگاه اتوبوس... رسیدم خونه یه قرص ویتامین خوردم اومدم که یکم بخوابم حالم یکم بهتر بشه که خوابمم نبرد گفتم بنویسم...الان خوابم گرفت!

زندگی یعنی من یعنی تو......

ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال می‌کنید

برچسب: زیرو,انرژی, نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:59

صفحه بندی