امروز با خودم فک کردم چطور دلمون میاد بچه هایی رو به دنیا بیاریم و تقدیم دنیا کنیم وقتی اعتباری بهش نیست! زندگی پشت این چهار دیواریِ اتاق اون بیرون هر روز داره خشن تر و ترسناک تر میشه چطور میتونیم از این کوچولوهای بی دفاع مواظبت کنیم... 5 ساله که تو یک رابطه هستم و نزدیکِ سه ساله که این رابطه رسمی شده اما هنوز برای این سوال که آیا یک روزی دلم میخواد بچه ای از خودم داشته باشم جوابی پیدا نکردم!
قبل از اینکه بذارم غمِ غروب جمعه اسیرم کنه پاشدم 45 مین ورزش کردم حالا هم نشستم کتاب بخونم...با هدیه هایی که گرفتم و کتابایی که از قبل داشتم حالا بالای ده جلد کتاب نخونده دارم دیشب که داشتم استخاره میکردم کدوم رو شروع کنم!! دیدم شماره چاپ این کتاب خیلی بالاس گفتم همینو بخونم ببینم چی برای گفتن داره(خیلی هم منطقی
)

+ سپاس خدایِ مهربونم برای احساس آرامش و سلامتی که توی وجودم جریان داره...
++ عنوان؟ آهنگی که دارم گوش میدم
زندگی یعنی من یعنی تو......ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53