خوابم نمیبره!! میگم شاهین جانم بیا یکم غیبت کنیم
یکم گفتمان و هرهر و کرکر و یه چیزی هم به هانا میگم و یه عکسم براش میفرستم که میگه "چه ابروهات خوب شده سمی"
بعدم احساس گرسنگی میکنم و میرم شیر و دارچین و عسل برای خودم تدارک میبینم و سعی میکنم تا جایی که ممکنه موقع باز کردن درِ یخچال و درِ کابینت و کشو و روشن کردن گاز کمترین صدا رو ایجاد کنم!! و بعدم پاورچین پاورچین میام و میپرم تو اتاقم و نفس حبس شدمو میدم بیرون و دلم میخواد همه اینا رو اینجا بنویسم

+ یکمم کار فرهنگی کنم و بخوابم!!


ما را در سایت زندگی یعنی من یعنی تو... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51