
نمیدونم وقتی دیگه علاقه ای به نوشتن توی این فضا برام نمونده چه اصراری دارم هنوز بنویسم :))))) کلا آدمی هستم که هیچ چیز رو نمیتونم به راحتی بذارم کنار!! حالا میخواد اون یه آدم باشه یه کتاب مزخرف باشه یه راه غلط باشه...همیشه میگم شاید امیدی بود شاید شاید شاید... بگذریم یه آهنگ شاد دارم گوش میدم و قر ریز هم میام باهاش:)))) امروز از دیدن عضلاتم توی آینه ی باشگاه به وجد اومدم احساس جوانی و زیبایی کردم...یک سال و نیم تلاش خوب داره نتیجه میده دیروز یه تمرین سنگین داشتم جوری که مسئول سالن اومده میگه سما...
ادامه مطلب